loading...

لوح سفید tabula rasa

« Ψ »

بازدید : 110
شنبه 30 آبان 1399 زمان : 2:37

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

اطلاعیه پانزدهمین دوره مسابقات رنکینگ آزاد دارت آنلاین کشور (آداک)    به میزبانی استان خراسان شمالی
بازدید : 102
پنجشنبه 28 آبان 1399 زمان : 22:38

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

الن دوباتن جااااااانم. جانانم.
بازدید : 71
چهارشنبه 27 آبان 1399 زمان : 19:36

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

آموزش ساخت کاردستی به مناسبت هفته کتاب در فضای مجازی
بازدید : 63
سه شنبه 26 آبان 1399 زمان : 12:38

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

متن سوالات متداول درباره سخنرانی عمومی و ارائه‌ها
بازدید : 42
دوشنبه 25 آبان 1399 زمان : 9:38

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

ادیت از مرینت کودک:|||||🍭
بازدید : 131
يکشنبه 24 آبان 1399 زمان : 7:38

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

در جست و جوی جایگاه حقیقی انسان
بازدید : 42
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 0:36

در سال ۱۹۷۳ در دپارتمان الهیات پرینستون، دانشجویان در آزمایشی شرکت کردند که ظاهرا آزمایشی درباره آموزش و حرفه دینی بود. آن‌ها در یک ساختمان پرسشنامه‌‌‌ای را تکمیل کردند، سپس به آن‌ها دستور داده شد که به ساختمان دیگری بروند و در سخنرانی درباره مشاغل یا داستانی درباره سامری نیکوکار شرکت کنند. به شرکت کنندگان گفته شد که عجله کنند، اما با درجات مختلف.

در راهشان به سمت ساختمان دوم، یکی از همکاران جلوی چشم آن‌ها روی زمین افتاده بود و ظاهرا نیاز به کمک داشت. این آزمایش برای بررسی تمایل مردم به کمک بود و اینکه عوامل محیطی چقدر روی آن تاثیر می‌گذارد. اولا محققان متوجه شدند که فرق چندانی نمی‌کرد که شرکت کنندگان به سخنرانی درباره مشاغل روند یا داستان سامری نیکوکار، هرچند کسانی که برای شنیدن داستانی درباره کمک می‌رفتند، تمایل کمی‌بیشتری به توقف و کمک کردن نشان می‌دادند.

اما متغیر «عجله» به طور قابل توجهی با رفتار کمک کردن ارتباط داشت، هرچه شرکت کنندگان بیشتر عجله داشتند، کمتر کمک می‌کردند. در واقع تنها ۱۰% از افرادی که در دسته «پر عجله» قرار داشتند برای کمک متوقف شدند. کسانی که کمتر عجله داشتند بیشتر کمک کردند، ۶۳% از آن‌ها برای کمک متوقف شدند. عجله به شدت و بسیار بیشتر از عوامل شخصی میزان کمک کردن را تحت تاثیر قرار داد. به نظر می‌رسد که عمل مهربانی کردن بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم تحت تاثیر عوامل محیطی قرار دارد.

منبع : https://www.bartarinha.ir

کتاب «برداشت دوم» در اردبیل منتشر شد
برچسب ها
بازدید : 63
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 0:36

به دلیل تنوع دیدگاه‌ها در روانشناسی دین و روشهای گوناگونی در این رشته به کار گرفته می‌شود .

در یک طرف روش آزمایشی قرار دارد و در طرف دیگر روش و تاریخی ، مردم شناختی و بقیه روش‌ها در وسط آن قرار می‌گیرند ؛ این روش‌ها برای دیدگاه‌های افرادی که در این زمینه‌ها کار می‌کند استوار است.

این دیدگاه‌ها به دو دسته عمده ۱.کمی‌و ۲.کیفی تقسیم می‌شود :

دیدگاه کمی‌: دین به عنوان رفتار قابل مشاهده مورد توجه قرار می‌گیرد که باید به صورت علمی‌و بر حسب علت و معلول تبیین شود.

دیدگاه کیفی : دین را فرآیند درونی می‌پندارند که باید همدلانه و بر اساس ساختار معنای اش درک شود.

🔰 رویکرد کمی‌در روانشناسی معاصر دین به گالتون در انگلیس و‌هال و مکتب کلارک در آمریکا بر می‌گردد در این رویکرد مطالب زیر تحقیق می‌شود : تحقیقات فیزیولوژیک درباره آثار سرشت فردی ، اعمال آیینی ، اختلال‌های مزمن مغزی ، تفسیرهای رفتارگرایانه از سلوک دینی ، پژوهش درباره ایجاد حالت‌های عرفانی و نظایر آن.

🔰 رویکرد کیفی در روانشناسی دین نسبتاً قدیمی‌تر است و به ویلیام جیمز برمیگردد ؛ روان شناسی تحلیلی فروید ، یونگ و پیروانش ، روانشناسیی پایدار شناختی و اگزیستانسیالیستی و انسان گرا در این رویکرد جای می‌گیرند.

پیچیدگی رفتار و تجربه مذهبی روان‌شناسان را واداشته است تا از ابزارهای اندازه‌گیری متنوّعی استفاده کنند ؛ این ابزارها شامل تجزیه و تحلیل گزارش‌ها و درون‌نگری‌های شخصی، مشاهده بالینی، طبیعی و مشارکتی، استفاده از نظرسنجی‌ها، پرسش‌نامه‌ها، و مصاحبه‌های شخصی دقیق؛ استفاده از اسنادی از قبیل دفتر خاطرات و زندگی‌نامه شخصی افراد مذهبی، استفاده از آزمون‌های شخصیت، مطالعه اسناد و مدارک مذهبی مانند کتاب مقدّس و به کار بردن فنون آزمایشگاهی می‌شوند. مطالعه علمی‌مذهب رو به پیشرفت است، اما این پیشرفت به کندی و به سختی صورت می‌گیرد؛ چون تعریف و سنجش دقیق بسیاری از پدیده‌های مذهبی مانند «ایمان»، «اعتقاد»، «روی آوردن به دین» و «تعهد» به آسانی ممکن نیست.

منبع : ( در آمدی بر روانشناسی دین ) آذربایجانی، مسعود، موسوی اصل، سید‌مهدی، پیشین _ وب سایت‌های متخلف مرتبط با روانشناسی دین در Google.com .

کتاب «برداشت دوم» در اردبیل منتشر شد
بازدید : 86
جمعه 22 آبان 1399 زمان : 0:36

۱- مسأله شر در مسیحیت و یهودیت

مسأله شر، مطابق یک صورت‌بندی ساده، از این قرار است: در جهان، شرور بیهوده بسیاری وجود دارد از شرور طبیعی گرفته که دخالت انسان‌ها در پدید آمدن آن‌ نقشی ندارد مانند سیل، زلزله و آتشفشان، تا شرور اخلاقی مانند برده‌داری، جنگ، نسل‌کشی و استبداد. اگر خدا قادر مطلق است می‌تواند این شرور را از میان بردارد، اگر خیرخواه محض است می‌خواهد چنین کند. از آن‌جا که شرور بیهوده بسیاری وجود دارد پس خدا وجود ندارد.

در برهه‌هایی از تاریخ اندیشه، از عهد باستان گرفته تا کنون، این‌گونه به نظر می‌رسیده که مسأله شرّ یک بار برای همیشه به سود خداباوران یا خداناباوران حلّ شده است؛ اما آزمون تاریخ کم‌وبیش نشان داده که مسأله شرّ از مسأله‌های جاودانه تاریخ دین و فلسفه است و اگر اصولا حلّ‌پذیر باشد تا حلّ آن فاصله بسیار وجود دارد.

در الهیّات مسیحی، مسأله شرّ، از قدیم تا کنون، بحث و نقد بسیار برانگیخته و هم‌چنان به قوّت برمی‌انگیزد. این‌که چرا مسأله شرّ چنین جایگاه ویژه‌ای در فلسفه و الهیّات قدیم و جدید مسیحی یافته خود موضوع بحث مورّخان و فیلسوفان بوده است و اجماعی بر سر آن وجود ندارد. با این حال، یک دلیل شاید این باشد که، به روایت دو انجیل از انجیل‌های چهارگانه، مسیح ـــ که از دیدگاه مسیحی خودِ خدا در قالب متجسّد است ـــ بر فراز صلیب و در حال جان دادن، از خدا به خدا این‌چنین شکایت بُرد: "خدای من چرا رهایم کردی؟" (انجیل مَتّی باب ۲۷ آیه ۴۶، انجیل مَرقُس باب ۱۵ آیه ۳۴).

از مسیحیّت که بگذریم مسأله شرّ جایگاه ویژه‌ای در یهودیّت قدیم نداشته است. با این حال، پس از حادثه هولوکاست (نسل‌کشی یهودیان از ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ میلادی به دست نازی‌ها) مسأله شرّ در فلسفه و الهیات یهودی اهمیّت ویژه‌ای یافت. بر اثر هولوکاست، دو سومّ جمعیّت یهودیان اروپا و روی هم رفته یک سوّم جمعیّت کلّ یهودیان جهان صرفاً از آن رو که یهودی بودند کشته شدند. اغراق نیست اگر بگوییم که هولوکاست فاجعه انسانی منحصر به فردی در کلّ تاریخ بشر است و بحران ایمانی ژرفی در میان بخش قابل توجّهی از یهودیانِ باقی مانده پدید آورد. این بحران را می‌توان در این جمله مشهورِ یکی از بازماندگان هولوکاست به خوبی دریافت: "اگر خدا وجود داشته باشد برای این‌که او را ببخشم باید به پایم بیفتد". تأمّل در این باب که چرا خدا اجازه داد "قوم برگزیده"اش گرفتار چنین بلای عظیمی‌شود موجب شکل‌گیری شاخه‌ای جدید در الهیّات یهودی معاصر با عنوان "الهیّات هولوکاست" شد .

۲- غیبت مسأله شرّ در اسلام
در الهیّات اسلامی‌(چه الهیّات قدیم و چه الهیّات جدید و معاصر) امّا مسأله شرّ جایگاهی محوری نداشته است.
در قرآن یا سیره پیامبر سخنانی شبیه سخنان عیسی بر فراز صلیب روایت نشده است. البتّه روایاتی وجود دارد که می‌گوید پیامبر اسلامی‌در برهه‌ای که سخن گفتن خداوند با او برای مدّتی قطع شده بود قصد خودکشی داشته است. امّا صحّت این روایات مورد تأیید عموم مسلمانان نیست. مسلمانان نیز نسل‌کشی‌ای را در قیاس با آن‌چه در هولوکاست بر سر یهودیان آمد تجربه نکرده‌اند.
تراژدی‌های دیگری هم که در تاریخ اسلام پدیده آمده موجب نشده است که مسأله‌ شرّ تبدیل به مسأله الهیّاتی فراگیری در میان مسلمانان شود. مثلا کشته شدن نوه پیامبر، حسین بن علی، و نیز یاران و بخشی از خانواده‌اش هر ساله از سوی شیعیان تعزیت گرفته می‌شود. حادثه عاشورا همچنین جایگاه ویژه‌ای در فکر شیعی دارد امّا منجرّ به جدّی گرفتن مسأله شرّ در میان ـــ اگر نه همه مسلمان‌ها دست‌کم ـــ شیعیان که تاریخ غمباری دارند نشده است.
با این همه، برخی جملات منسوب به حسین بی شباهت به سخنان منسوب به عیسی بر فراز صلیب نیست. به طرق مختلف، چه شیعه و چه سنّی، نقل شده است که در شب عاشورا وقتی امام حسین در خیمه‌ در حال آماده‌سازی شمشیر خود برای نبرد بود، سه بار شعری خواند که ترجمه فارسی بخشی از آن چنین است: "ای روزگار (دهر)! اف بر تو باد! که دوست خوبی نیستی / چه صبحگاهان و چه شامگاهان / دوستداران و خواستاران را کشته‌ای/ روزگار هرگز به جز این رضایت نداده‌".
گلایه از بی رحمی‌و کج‌رفتاری روزگار و به طور ویژه دشنام به روزگار (سبّ دهر) را وقتی کنار حدیثی منسوب به پیامبر بگذاریم که می‌گوید: "روزگار را دشنام ندهید زیرا روزگار همان خداوند است". (لا تسبّوا الدهرَ فانّ الدهرَ هو اللّه) آن‌گاه چه‌بسا بتوان گفت که استعداد مسأله شدنِ مسأله شرّ در اسلام نیز وجود داشته است. این استعداد امّا به ندرت تحقّق یافته زیرا الهی‌دانان مسلمان این تعارض‌ها را عموما در قالب مسأله‌ شرّ صورت‌بندی نمی‌کرده‌اند بلکه از رهگذر بازتفسیر، صورت مسأله را از اساس پاک می‌کرده‌اند. از جمله الهی‌دانانی که تعارض احتمالی شعر امام حسین با حدیث پیامبر را دریافته بود و در صدد رفع این تعارض برآمد مرتضی مطهّری است. مطهّری می‌گوید منظور امام حسین این است که کسی اگر دنیا را دوست خود بگیرد دنیا به او وفا نخواهد کرد و گرنه روزگار از آن جهت که مخلوق خدا است شرّ نیست.

منبع : خبرگزاری BBC فارسی

روش های جمع آوری اطلاعات و آزمایش های روانشناسی دین

تعداد صفحات : 0

آرشیو
آمار سایت
  • کل مطالب :
  • کل نظرات :
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا :
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز :
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز :
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :